| X Close | ||

اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقای شاخصهای زندگی و کاهش هزینهها شده و زمینه ای برای گسترش عدالت است.
از طرفی الزام اصلاح الگوی مصرف باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فن آوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد. از این رو ارتباط منطقی بین نامگذاری سال اول دهه پیشرفت و عدالت به "اصلاح الگوی مصرف" بیشتر نمایان می شود.
اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگسازی پایدار است و این خود نیازمند راهکارهایی است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهای اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدریج اصلاح الگوی مصرف نهادینه شده و به یک رفتار پایدار و نهایتا به یک فرهنگ در تمامی عرصه های مصرف تبدیل شود.
اصلاح الگوی مصرف در دو سطح "تولید کالا" و "مصرف کالا" قابل بررسی است. در سطح تولید کالا که از مرحله تبدیل مواد خام تا انتقال و توزیع به مصرف کننده را شامل می شود، نیاز است که سازندگان و تولیدکنندگان هر دو بخش دولتی و خصوصی علاوه بر رعایت ضوابط زیست محیطی، فن آوری تولید کالاهای خود را با استانداردهای جهانی و حتی الامکان مناسب با اقلیم هر منطقه مطابق کنند.
هم اکنون هدرروی در حوزه انرژی کشور نه صرفاً در بخش مصارف خانگی و مشاغل خدماتی و تجارتی، بلکه در پالایشگاه ها، نیروگاه ها، خطوط انتقال برق، لوله های آب، واحدهای تولیدی و خودورها نیز در مقایسه با استانداردهای جهانی قابل قبول نیست. در کشورما حدود یک پنجم برق تولیدی به مصرف روشنایی می رسد که 69 درصد آن در خانه ها است لذا با استفاده از لامپ های کم مصرف می توان تاحدود زیادی در این زمینه صرفه جویی کرد. تولید انرژی و حرارت از منابع تجزیه شونده و نو همچون باد، خورشید و زباله ها در مناطقی که قابل استفاده است باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
در بخش ساخت و ساز باید اجرای آیین نامه ها و مقررات مهندسی از جمله مبحث 19 مقررات ساختمان که به بهینه سازی ساختمان در مصرف انرژی مربوط می شود، نهادینه شود. همچنین تولید مواد خوراکی از جمله نان باید با ضایعات کمتری همراه باشد. باید توجه به استفاده بیشتر از مواد قابل بازیافت در تولید الزامی گردد و دهها موارد مشابه دیگر که باید در هر صنف مورد توجه قرار گیرد.
در سطح "مصرف کالا" باید برای فرهنگ سازی نحوه اصلاح مصرف خصوصاً آب، برق و گاز که تهیه آنها برای مصرف کننده سهل الوصول تر است آموزش از طریق مدارس، رسانه ها، تولیدکنندگان، وزارت نیرو و شرکت گاز بسیار موثرتر باشد. همچنین مردم ایران به علت پیوند با دین و مظاهر مقدس دینی به خوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند و بدان آن ارج می نهند لذا می توان در بخش آموزش از تعالیم و آموزه های دینی که بر اصلاح الگوی مصرف تاکید دارند نیز بیشتر بهره برد.
از آنجا که جهت تغییر و اصلاح الگوی مصرف شناخت عمیق نیازهای هردو بخش مردمی و دولتی ضروری است باید مصرف سرانه دهک ها با سطح دستمزدها و استانداردهای مصرف جهانی دقیقاً مقایسه شود و سپس درصد و میزان یارانه لازم برای هریک از کالاها مشخص شده و قیمت یارانه ای و غیریارانه ای آن تعیین گردد. بنابراین می توان دریافت که اصلاح الگوی مصرف هم نیاز (و حتی پیش نیاز) هدفمندسازی یارانه هاست. تمامی این موارد جز با وضع قوانین و نظارت بر حسن اجرای آن میسر نیست و از این روست که نقش و تاثیر مجلس در اصلاح الگوی مصرف نمایان تر می شود.


_ زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنانچه موجب اتلاف و ضرر باشد موجب ضمان است.
_ عدالت عبارت است از: حد وسط بين افراط و تفريط و آن از امهات فضايل اخلاقيه است
_ اسلام تعديل ميخواهد، نه جلو سرمايه را ميگيرد و نه ميگذارد سرمايه آن طور بشود که يکي صدها ميليارد دلار داشته باشد و اين يکي شب که برود پيش بچههايش نان نداشته باشد اين عملي نيست، نه اسلام با اين موافق است نه هيچ انساني با اين موافق است


خبرگزاري فارس: رهبر معظّم انقلاب سال جديد را سالي مهم خواندند و با ابراز اميدواري درباره غلبه قدرت ايماني ملت ايران بر همه حوادث و تحولات اين سال، افزودند: با توجه به اهميت "حياتي و اساسيِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور "، سال جديد را در همه زمينه ها و امور، سال اصلاح الگوي مصرف مي دانم.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاعرساني دفتر مقام معظم رهبري، ايشان، نزديكي نوروز امسال را به ايام ولادت خاتم النبيين(ص) و امام جعفر صادق(ع)، باعث شرافت بيشتر عيد نوروز دانستند و با تبريك اين عيد سعيد به آحاد ملت عزيز ايران، هم ميهنان خارج از كشور و ملتهايي كه نوروز را گرامي مي دارند، براي همگان سالي سرشار از نيكويي و سعادت آرزو كردند.
رهبر انقلاب اسلامي سال 87 را سالي پُر ماجرا خواندند و با اشاره به حوادث مهم داخلي و خارجي اين سال خاطر نشان كردند: سال 87 با خبرهاي خوش هستهاي كه اثبات كننده توانايي ملت ايران و دانشمندان متبحر اين سرزمين بود، آغاز شد و پرتاب ماهواره اميد، ايران را در اين سال در رديف چند كشور صاحب اين فناوري مهم قرار داد كه اين پيشرفتهاي
حقيقتاً شگفت آور، اَرج و اعتبار جديدي براي ملت ايران به همراه آورده است.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به راه اندازي موقت و آزمايشي نيروگاه بوشهر افزودند: دنيا قانع شده است كه راه پيشرفت هسته اي ملت ايران را نمي شود بست زيرا پيشرفتهاي ايران در عرصه هاي مختلف علمي و غير علمي، نشان دهنده بي اثر بودن تحريم هاست و اثبات مي كند كه ملت بزرگ ايران از درون مي جوشد و رشد ميكند و با اتكاء به جوانان پُر تلاش و سرافراز خود، تبليغات و ترفندهاي دشمنان را خنثي مينمايد.
رهبر انقلاب اسلامي در اين پيام نوروزي همچنين با اشاره به تشكيل مجلس هشتم و كارهاي خوبي كه مجلس و دولت با همكاري يكديگر انجام داده اند افزودند: اميدواريم اين همكاريها همچنان ادامه داشته باشد.
ايشان در زمينه مسائل اقتصادي به بحران عظيم اقتصادي جهان اشاره و خاطر نشان كردند: برغم اين بحران بزرگ كه از آمريكا شروع شد و طوفان سهمگيني در جهان ايجاد كرد و با وجود تحريمها، مسئولان كشور توانستند كشور و ملت را از افتادن در موج عظيم مشكلات ناشي از بحران جهاني تا حدود زيادي، دور نگه دارند كه البته بايد همچنان مراقب بود و تلاش كرد تا انشاءاله پيشرفتهاي اقتصادي روزبروز شكوفاتر شود.
حضرت آيت الله خامنه اي از بروز نوآوريها و شكوفاييهاي چشم گير در سال 87 ابراز خرسندي كردند و افزودند: عمل به اين شعار در مرحله مقدماتي خوب بوده است اما بايد شعار نوآوري و شكوفايي را همچنان با جديت پيگيري كنيم تا به فضل الهي، به نقطه اي كه شايسته ملت ايران است برسيم.
ايشان همچنين در تشريح مسائل مهم جهاني در سال 87 ، علاوه بر بحران اقتصادي جهاني، به حمله ناكام 22 روزه رژيم صهيونيستي به غزه و مقاومت تحسين برانگيز مردم مظلوم فلسطين اشاره و تأكيد كردند: شكست مفتضحانه صهيونيستها، اين تجربه بسيار مهم را براي مردم دنيا به ارمغان آورد كه مي توانند در مقابل ستمگران بايستند و پيروز شوند.
رهبر انقلاب اسلامي سال جديد را سالي مهم دانستند و با اشاره به دعاي حلول سال نو افزودند: تبديل احوال ملت ايران به نيكوترين احوال، نيازمند توجه و لطف پروردگار است اما بايد متوجه بود كه جلب "لطف و رحمت الهي " به تلاش و همت آحاد مردم براي ايجاد تحول در زندگي شخصي و اجتماعي بستگي دارد.
ايشان در تشريح زمينه هايي كه نيازمند تغيير و تحول جدي است به موضوع "اسرافهاي شخصي و عمومي " و مصرف بي رويه منابع مختلف كشور اشاره كردند و افزودند: اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود.
رهبر انقلاب اسلامي در پايان پيام نوروزي تأكيد كردند: همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار "مهم، حياتي و اساسي " يعني "اصلاح الگوي مصرف در همه زمينهها "، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد.
انتهاي پيام/


گزیده سخنان مقام معظم رهبری
_ اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود.
_همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار "مهم، حياتي و اساسي" يعني"اصلاح الگوي مصرف در همه زمينهها"، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد.
_مقابله با اسراف و صرفه جویی صحیح ، با حرف امکان پذیر نیست و قوای مقننه و مجریه موظفند با قانونگذاری صحیح و اجرا و پیگیری قاطعانه ، الگوی مصرف را از " تولید تا مصرف و باز یافت " اصلاح کنند
_این حرکت ، گامی اساسی در روند پیشرفت و عدالت است چرا که بیماری اسراف ، از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ، آسیبها و مشکلات گوناگونی بوجود آورده و آینده کشور را تهدید می کند .
_مصرف بيهوده و مصرف هرز، در حقيقت هدر دادن مال است. جامعهى ما بايد اين مطلب را به عنوان يك شعار هميشگى در مقابل داشته باشد؛
_هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمانها بايستى نگاه عيبجويانهى به اسراف وجود داشته باشد.
18سال تلاش رهبري براي اصلاح الگوي مصرف
خبرگزاري فارس: شايد شما هم با نامگذاري امسال به عنوان "اصلاح الگوي مصرف " گمان كرديد اين بحث تازه اي است كه رهبر معظم انقلاب پيش روي ملت گشوده اند، اما با كمي بررسي متوجه خواهيد شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبري است.
رهبر انقلاب از روزهاي نخستين سال 1370، همزمان با شروع نبرد زر و تزوير در بين مسئولان ، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.همان روزهايي كه "ديگر نوبت رفاه مسئولان " رسيد و كوخ نشيني رجايي به كاخ نشيني ها تبديل شد. ايشان در سال 82 حتي از صدا و سيما و هيئات وزيران خواستند تا در جهت اصلاح الگوي مصرف گام جدي بردارند و به مبارزه با تبيلغ هاي مصرف گرايانه بپردازند، كه متاسفانه با بي توجهي مسئولين نتيجه اي در برنداشت.
شايد شما هم با نامگذاري امسال به عنوان "اصلاح الگوي مصرف " گمان كرديد اين بحث تازه اي است كه رهبر معظم انقلاب پيش روي ملت گشوده اند، اما با كمي بررسي متوجه خواهيد شد، اصلاح الگوي مصرف و تصحيح رفتاراسراف گرايانه ما دغدغه 18 ساله مقام معظم رهبري است.
ايشان از روزهاي نخستين سال 1370، همزمان با شروع نبرد زر و تزوير در بين مسئولان ، نسبت به اين قضيه هشدار دادند.همان روزهايي كه "ديگر نوبت رفاه مسئولان " رسيد و كوخ نشيني رجايي به كاخ نشيني ها تبديل شد.
اين هشدارها همچنان ادامه داشت و رهبر انقلاب در فرصت هاي گوناگون به اين نكته اشاره مي كردند كه بايد فرهنگ قناعت و شيوه صحيح مصرف جايگزين شيرفه مصرف مسرفانه اي شود كه دامنگير جامعه شده است.
در سال 82 حتي از صدا و سيما و هيئات وزيران خواستند تا در جهت اصلاح الگوي مصرف گام جدي بردارند و به مبارزه با تبيلغ هاي مصرف گرايانه بپردازند، كه متاسفانه با بي توجهي مسئولين نتيجه اي در برنداشت.
اينك در آغاز دهه چهارم انقلاب اسلامي كه به شعار پيشرفت و عدالت مزين گشته است، بيش از پيش به اصلاح الگوي مصرف براي ايجاد عدالت و پيشرفت نيازمنديم. اصلاحي كه اگر صورت گيرد مي تواند نقش اساسي در ايجاد عدالت در بين طبقات جامعه و پيشرفت براي كشور داشته باشد.
سخنان گهربار رهبري در اين 18 سال خود بيش از همه تحليل ها مويد اين نكته است.
در اينجا نكاتي كه در لابلاي سخنان رهبري در اين 18 سال راجع به اصلاح الگوي مصرف آورده اند، جمع آوري كرده ام:
ديدار با اقشار مختلف مردم (روز بيستونهم ماه مبارك رمضان)
26/1/1370
برادران! اميرالمؤمنين مىگويد زندگى به سمت زهد بايد برود. امروز در جمهورى اسلامى، اگر ما احساس بكنيم كه زندگى به سمت اشرافيگرى مىرود، بلاشك اين انحراف است؛ بروبرگرد ندارد. ما بايد به سمت زهد حركت بكنيم. … مردم هم نبايد اسراف و تجملگرايى بكنند. اينطور نيست كه زهد فقط مخصوص مسؤولان باشد. اين مهريههاى گرانقيمت كه براى عقدهاى دخترهايشان مىگذارند، خطاست. نمىگويم حرام است، اما پديدهى بد و زشتى در جامعه است؛ زيرا ارزشهاى انسانى را تحتالشعاع ارزش طلا و پول قرار مىدهد.
ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) و «روز زن»
25/9/1371
من به خانمهاى مسلمان، به خانمهاى جوان و به خانمهاى خانهدار عرض مىكنم: سراغ اين مصرفگرايى كه غرب مثل خوره بهجان جوامع دنيا و از جمله جوامع كشورهاى درحال توسعه و كشورهاى رو به پيشرفت و از جمله كشورما انداخته است، نرويد. مصرف بايد در حدّ لازم باشد، نه در حدّ اسراف. خانمهاى كسانى كه همسرانشان يا خودشان مسؤوليتهايى در بخشهاى مختلف كشور دارند، بايد از لحاظ دورى از اسراف، نسبت به ديگران الگو باشند. بايد براى ديگران درس باشند و نشان دهند كه شأنِ زن مسلمان بالاتر از اين حرفهاست كه اسير زر و زيور و جواهر آلات و از اين قبيل شود. نمىخواهيم بگوييم اينها حرام است؛ مىخواهيم بگوييم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دورانى كه بسيارى از مردم جامعه ما محتاج كمكند، كسانى بروند پول بدهند طلا بخرند، زينتآلات بخرند، وسايل زندگى رنگارنگ بخرند و در انواع و اقسام روشها و منشهاى زندگى، اسراف كنند. اسراف، الگوى زن مسلمان نيست.
خطبه هاى نماز عيد سعيد فطر
4/1/1372
در اين روز مبارك و در اين محشر عظيم مردمى، طبق رويّهاى كه در سالهاى گذشته در مثل چنين روزى داشتهايم، با استفاده از اين فضاى روحانى، موردى را از دهها مورد كه در زندگى ما مىتواند مطرح شود، مطرح مىكنم و آن، اجتناب از اسراف و زيادهروى است. به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر كشور عرض مىكنم كه موضوع قناعت را جدّى بگيريد. منظورم از قناعت اين نيست كه دست به نعمتهاى الهى نزنيد و از آنها بهرهمند نشويد. مقصود اين است كه حدّ و اندازه نگه داريد؛ زيادهروى و اسراف نكنيد؛ نعمتهاى الهى را ضايع ننماييد؛ كه متأسفانه بسيارى مىكنند. در جمهورى اسلامى، كسانى هستند كه دستشان به نعمتهاى الهى نمىرسد. نه به خاطر اينكه كم داريم. به خاطر اينكه بسيارى به خودشان حق مىدهند كه نعمتهاى الهى را بىحساب و كتاب مصرف كنند؛ بىاندازه مصرف كنند؛ هيچ ملاحظهاى نكنند؛ هيچ حدى نگه ندارند و حتّى نعمتهاى الهى را ضايع كنند. چقدر نان ضايع مىشود! چقدر غذاى طبخ شده ضايع مىشود! چقدر ميوه مصرف نشده ضايع مىشود و از خانهها بيرون ريخته مىشود! چقدر لباس زيادتر از اندازه لازم - چند برابر اندازه لازم - خريدارى مىشود و در خانهها و صندوقها مىماند، براى اينكه يك بار در مراسمى پوشيده شود! اينها اسراف است.
مىخواهم اين مطلب را ملت عزيزمان بدانند كه اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجايى كه اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمتهاى الهى انجام گيرد، تضييع و تلف كردن نعمت است. تصميم بگيريد اين كار را نكنيد. البته خانوادههاى كم درآمد، شايد وسعشان هم نرسد كه بخواهند اسراف كنند؛ اما خانوادههاى پردرآمد و حتّى بسيارى از خانوادههاى متوسّط، متأسفانه اسراف مىكنند. من اين جمله را عرض كردم، برآن تأكيد و پافشارى مىكنم و خواهشمندم كه ملت عزيزمان، اين سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهميت دهند، براى آن حسابى باز كنند و سعىشان بر اسراف نكردن باشد.
خطبه هاى نماز جمعه سوم رمضان 1415
14/11/1373
بايد روحيه اسرافى كه در بعضى از مردم به صورت روز افزون پيدا مىشود، مهار گردد.
اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمينى(ره) مشهد مقدّس رضوى
1/1/1376
من ديروز در پيام اوّلِ سال، به ملت ايران عرض كردم كه صرفهجويى را شعار خودتان قرار دهيد. صرفهجويى به معناى گدابازى نيست كه بعضى بگويند چرا نمىگذاريد مردم از نعمتهاى خدا استفاده كنند. نه؛ استفاده كنند، ولى اسراف و زيادهروى نكنند. اسراف در جامعه، لازمه اشرافيگرى و تقسيم نابرابر ثروت و مايه تضييع اموال عمومى و نعمت الهى است. صرفهجويىِ صحيح - همان كه در اسلام به آن قناعت مىگويند - به معناى نخوردن نيست. به معناى زيادهروى نكردن، مال خدا را حرام نكردن و نعمت الهى را ضايع نكردن است. اگر جامعهاى بخواهد قناعت و صرفهجويى را - كه يك دستور اسلامى است - عمل كند، بايد متوجّه باشد كه در شكل كلّى به عدالت اجتماعى و مسأله عدالت پرداخته شود. براى اين كه بشود اين راه را ادامه داد، همه و همه بايد كوشش كنند
در صحن مطهّر حضرت ثامن الحُجج، امام رضا (ع)
1/1/1377
ببينيد اسراف چه كار مىكند! اسراف در نان، اسراف در آب، اسراف در برق، اسراف در مصالح ساختمانى، اسراف در انواع و اقسام كالاهاى گوناگون، اسراف در اسباب بازى بچه و در وسايل تجمّلاتى! عزيزان من! اين اسراف همان كارى را با كشور مىكند كه دشمن مىخواهد! او از آن طرف به وسيله نفت، بهوسيله تحريم اقتصادى و انواع و اقسام ضربهها بر ملت ايران ضربه وارد مىكند؛ از اين طرف هم خودِ ما با اسراف و صرفهجويى نكردن، ضربه او را تكميل مىكنيم! حرف من اين است.
من در پيام گفتم كه مردم را به رياضت اقتصادى دعوت نمىكنم؛ ابداً! چه رياضتى؟ بحمداللَّه ملت ما احتياج به رياضت ندارد. من آنها را به قناعت، به صرفهجويى و به اسراف نكردن دعوت مىكنم. اسراف، حرام است. اين هم نمىشود كه من و شما، مرتّب ديگران را نصيحت كنيم. همه بايد سعى كنند كه اسراف را از زندگى شخصى و از زندگى كارى خودشان دور كنند.
من در پيام عرض كردم كه مسؤولين دولتى بايد فهرستى درست كنند و موارد اسراف را به مردم ياد دهند. اين يك مطلب از مطالبى كه ما در پيام امسال عرض كرديم؛ حال هم تأكيد مىكنيم و توقّع داريم كه مردم، توجّه و دنبال كنند. انشاءاللَّه از آن، سود كشور حاصل شود.
خطبه هاى نمازجمعه تهران
23/2/1379
ارزش ديگر، دورى از اسراف و تجمّل در سطح زمامداران است. البته تجمّل و اسراف در همه جا بد است؛ اما آن چيزى كه مردم را وادار مىكرد كه نسبت به اين قضيه حسّاسيت نشان دهند، رفتارهاى مسرفانه و متجمّلانه و ولخرجيها با مال مردم در سطح حكومت بود. اين از آن چيزهايى بود كه مردم نمىخواستند. نظام اسلامى بر اساس اين ارزش بهوجود آمد كه چنين چيزى نباشد.
در خطبه هاى نماز جمعه تهران
25/9/1379
منكراتى كه در سطح جامعه وجود دارد و مىشود از آنها نهى كرد و بايد نهى كرد، از جمله اينهاست: اتلاف منابع عمومى، اتلاف منابع حياتى، اتلاف برق، اتلاف وسايل سوخت، اتلاف مواد غذايى، اسراف در آب و اسراف در نان. ما اين همه ضايعات نان داريم؛ اصلاً اين يك منكر است؛ يك منكر دينى است؛ يك منكر اقتصادى و اجتماعى است؛
در خطبه هاى نماز عيد فطر
15/9/1381
مصرفگرايى براى جامعه بلاى بزرگى است. اسراف، روزبهروز شكافهاى طبقاتى و شكاف بين فقير و غنى را بيشتر و عميقتر مىكند. يكى از چيزهايى كه لازم است مردم براى خود وظيفه بدانند، اجتناب از اسراف است. دستگاههاى مسؤولِ بخشهاى مختلف دولتى، بخصوص دستگاههاى تبليغاتى و فرهنگى - بهويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرفگرايى و تجمّلگرايى سوق ندهند؛ بلكه در جهت عكس، مردم را به سمت قناعت، اكتفا و به اندازهى لازم مصرف كردن و اجتناب از زيادهروى و اسراف دعوت كنند و سوق دهند. مصرفگرايى، جامعه را از پاى درمىآورد. جامعهاى كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد، در ميدانهاى مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم.
ديدار معلّمان و كارگران
10/2/1382
توصيه من به وزيران محترمى كه اينجا هستند و به ديگر مسؤولان دولتى، امروز اين است و قبلاً هم هميشه همين بوده است كه روى مسأله تقويت پول ملى و به نظام آوردن خرجها و هزينههاى دولتى تلاش كنند و جلوِ ريخت و پاشها و خرجهاى زيادى و اسرافگونه را بگيرند و در يك دايره محدودتر وزارتى، رعايت كمال عدالت را بكنند و تبعيضهاى بيجا را بردارند
ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت
6/6/1385
«اجتناب از اسراف و ريختوپاش» جزو برنامههاى بسيار خوب شماهاست
ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى استان سمنان
18/8/1385
آنچه كه پيشرفت هست، اين است كه ما از هر كه و هر جور، همهى دانشهاى مورد نيازمان را فرا بگيريم؛ اين دانش را به مرحلهى عمل و كاربرد برسانيم، تحقيقات گوناگون انجام بدهيم، براى اينكه دامنهى علم را توسعه بدهيم، تحقيقات بنيادى انجام بدهيم، تحقيقات كاربردى و تجربى انجام دهيم،.............دربارهى مشكلات اجتماعىاى كه در كشور وجود دارد، تحقيق كنيم و راه ريشه كردن اينها را پيدا كنيم و به دنبال اين برويم كه راه مبارزه با اسراف چيست. اسراف يك بيمارى اجتماعى است. راه مبارزه با مصرف گرايى چيست؟ راه مبارزه با ترجيح كالاى خارجى بر كالاى ساخت داخل چيست؟ اينها تحقيق مىخواهد. در دانشگاهها پروژههاى تحقيقى بگيريد، استاد و دانشجو كار كنيد، نتيجهى تحقيق را به مسئولان كشور بدهيد؛ به رسانهها بدهيد تا سرريز شود و فرهنگسازى شود. اين، مىشود پيشرفت.
ديدار مسئولان اقتصادى و دستاندركاران اجراى اصل 44 قانون اساسى
30/11/1385
اگر ضرورتهايى هم اين كار را در آن دوره ايجاب مىكرد، نبايد ديگر اين كارها در دورهى بعد از جنگ، در دههى دوم و سوم، انجام مىگرفت؛ نبايد بيخود شركت توليد مىشد؛ نبايد از واگذارى شركتهاى دولتى به مردم، در آن بخشى كه قانون اساسى تصريح به آن كرده بود، كوتاهى مىشد؛ بايد مىداديم. بايد مالكيت دولت را روزبهروز كمتر مىكرديم. اينطور نشد، بلكه بيشتر و گستردهتر شد! و خيلى از درآمدهايى كه بايد در خدمت توليد، در خدمت گردش صحيح پول در جامعه قرار مىگرفت، صرف كارهاى غيرلازم شد؛ فعاليتهاى اسرافآميز، ساختمانسازيهاى بيخودى. و حتماً به اقتصاد كشور لطمه خورد.
خطبه هاى نماز عيد سعيد فطر
21/7/1386
ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كنندهى نفت است، وارد كنندهى فرآوردهى نفت - بنزين - است! اين تعجبآور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟! ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم ميگويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط»؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانهروى؛ ميانهروى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: «و الّذين اذا انفقوا»؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، «لم يسرفوا و لم يقتروا»؛ نه اسراف ميكنند - زيادهروى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند. اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مىبينيد بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دمبهساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كردهاند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست. ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زيادهروى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و انشاءاللَّه عمل كنيم.
ديدار هزاران نفر از مردم و عشاير شهرستان نورآباد ممسني
15/2/1387
من در شيراز اشاره كردم: اگر ما اسراف نكنيم، ميتوانيم نياز كشور را برآورده كنيم. يكي از چيزهايي كه ما در اين كشور نتوانستيم بر خودمان فائق بياييم و اصلاح كنيم، مسئلهي اسراف است
ديدار رئيس جمهوري و اعضاى هيئت دولت
2/6/1387
سادهزيستى - بخصوص در خود آقاى رئيسجمهور - خوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛ در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر - بحمداللَّه هست. سادهزيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زيادهروى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعهمان ريشهكن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصلهتان را با طبقات ضعيف كم كردهايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد.
نويسنده: محمدرضا باقري
مصرفگرايي از ديدگاه امام خميني(ره)
11/7/1388
خبرگزاري فارس:از ديدگاه امام خميني(ره) ايجاد فرهنگ مصرفزدگى، نقشهاي حسابشده و استعماري براي غارت و چپاول ثروتهاي دنياي اسلام است كه به تبع آن، جوامع اسلامي از رشد و پيشرفت بينصيب ميمانند.
دين اسلام، نظام جامعي براي سعادت دنيا و آخرت دارد كه به جنبههاي گوناگون زندگي فرد و جامعه توجه ميكند. يكي از اصول نظام اقتصادي اسلام، الزام و پايبندي فرد به رعايت اخلاق اقتصادي است كه مصرف، يكي از مصداقهاي آن است.
امام خميني(ره) كه يكي از پرورشيافتگان مكتب انسانساز اسلام بود، در سيره عملي خود، رفتار و منش اخلاقي داشت. اين ويژگي امام(ره) نهتنها در امور اجتماعي و سياسي وجود داشت، بلكه ايشان در امور اقتصادى، چه در جنبه فردي و چه اجتماعي نيز به اصول اخلاقي پايبند بودند.
امام خميني(ره) كه از اوضاع دنياي معاصر بهخوبي آگاه و به مسائل آن دقيق بود، يكي از علتهاي توسعهنيافتگي جوامع مسلمان را وابستگي اقتصادي آنان ميدانست. ايشان براي رهايي مسلمانان از اين بند و بحران ذلتآور، عمل به آموزههاي اسلامي را كه متضمن زندگي شرافتمندانه است، چارهساز ميدانست.
از ديدگاه امام خميني(ره) ايجاد فرهنگ مصرفزدگى، نقشهاي حسابشده و استعماري براي غارت و چپاول ثروتهاي دنياي اسلام است كه به تبع آن، جوامع اسلامي از رشد و پيشرفت بينصيب ميمانند.
در ايران پس از انقلاب اسلامى، به بركت وجود رهبران دلسوز و هدايت خردمندانه آنان و خودباوري مردم و حضور آنها در صحنههاي گوناگون كشور از نظر اقتصادي با وجود مشكلات فراوان، رشد بسياري يافته است. با اين همه، رسوبات فرهنگهاي غيراسلامي بهطور مطلق از بين نرفته است. مثلاً در مصرف، جامعه و مردم به لحاظ اقتصادي خسارتهاي سنگيني ميبينند.
هدايت و هوشياري رهبران و رهنمودهاي آنان به جامعه در زمينه رعايت الگوي مصرف، امري راهگشا و ضروري است. ازاينرو، ديدگاههاي امام خميني(ره)، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران را درباره مصرفزدگي و مصرفگرايي كه برگرفته از وصيتنامه و سخنان ايشان است، مرور ميكنيم.
ايجاد فرهنگ مصرفزدگى، نقشه استعمارى
"از جمله نقشهها، كه معالاسف تأثير بزرگي در كشورها و كشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادي به جا مانده، بيگانه نمودن كشورهاي استعمارزده از خويش، و غربزده و شرقزده نمودن آنان است. ...
قصه اين امر غمانگيز طولاني و ضربههايي كه از آن خورده و اكنون نيز ميخوريم، كُشنده و كوبنده است؛ و غمانگيزتر اينكه آنان ملتهاي ستمديده زيرسلطه را در همهچيز عقب نگهداشته و كشورهايي مصرفي بار آوردند. ... وارد كردن كالاها از هر قماش و سرگرمكردن بانوان و مردان، خصوصاً طبقه جوان، به اقسام اجناس وارداتى، از قبيل ابزار آرايش و تزئينات و تجملات و بازيهاي كودكانه، و به مسابقه كشاندن خانوادهها و مصرفي بار آوردن هر چه بيشتر، كه خود داستانهاي غمانگيز دارد، و سرگرم كردن و به تباهي كشاندن جوانها، كه عضو فعال هستند... و دهها از اين مصائب حساب شده، براي عقب نگهداشتن كشورهاست ".[1]
اسلام تنها راه نجات از فرهنگ مصرفزدگي و ستمپذيرى
"وصيت مشفقانه ميكنم كه از اسلام، كه يگانه استقلال و آزاديخواهي است و خداوند متعال همه را با نور هدايت آن به مقام والاي انساني دعوت ميكند، چنانچه امروز وفاداريد، در وفاداري استقامت كنيد، كه شما را و كشور و ملت شما را از ننگ وابستگيها و پيوستگيها به قدرتهايي كه شما را جز براي بردگي خويش نميخواهند و كشور و ملت عزيزتان را عقبمانده و بازار مصرف و زير بار ننگين ستمپذيري نگه ميدارند، نجات ميدهد؛ و زندگي انساني شرافتمندانه را، ولو با مشكلات، بر زندگاني ننگين اجانب، ولو با رفاه حيوانى، ترجيح دهيد و بدانيد مادام كه در احتياجات صنايع پيشرفته دست خود را پيش ديگران دراز كنيد و به دريوزگي عمر را بگذرانيد، قدرت ابتكار و پيشرفت در اختراعات در شما شكوفا نخواهد شد؛ و بهخوبي و عينيت ديديد كه در اين مدت كوتاهِ پس از تحريم اقتصادى، در همانها كه از ساختن هر چيز خود را عاجز ميديدند و از راه انداختن كارخانهها آنان را مأيوس مينمودند، افكار خود را به كار بستند، و بسياري از احتياجات ارتش و كارخانهها را خود رفع نمودند ".[2]
وظيفه جوانان و دولتها در برابر فرهنگ مصرفزدگى
"بر دولتها و همه دستاندركاران است، چه در نسل حاضر و چه در نسلهاي آينده، كه از متخصصين خود قدرداني كنند و آنان را با كمكهاي مادي و معنوي تشويق به كار نمايند؛ و از ورود كالاهاي مصرفساز و خانهبرانداز جلوگيري نمايند؛ و به آنچه دارند بسازند تا خود همهچيز بسازند.
و از جوانان، دختران و پسران، ميخواهم كه استقلال و آزادي و ارزشهاي انساني را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فداي تجملات و عشرتها و بيبندوباريها و حضور در مراكز فحشا، كه از طرف غرب و عمال بيوطن به شما عرضه ميشود، نكنند، كه آنان، چنانكه تجربه نشان داده، جز تباهي شما و اغفالتان از سرنوشت كشورتان و چاپيدن ذخاير شما و به بند استعمار و وابستگي كشيدنتان و مصرفي نمودن ملت و كشورتان به چيز ديگر فكر نميكنند؛ و ميخواهند با اين وسايل و امثال آن، شما را عقبمانده و به اصطلاح آنان "نيمه وحشي " نگه دارند ".[3]
كالاهاي دشمنان در بازار مسلمانان
"اكنون بازارهاي كشورهاي اسلامى، مراكز رقابت كالاهاي غرب و شرق شده است، و سيل كالاهاي تزييني مبتذل و اسباببازيها و اجناس مصرفي بهسوي آنها سرازير شده است. همه ملتها را آنچنان مصرفي بار آوردهاند كه گمان ميكنند بدون اين اجناس امريكايي و اروپايي و ژاپني و ديگر كشورها زندگي نميتوان كرد. معالاسف، مكه معظمه و جده و مشاهد مشرفه حجاز، ... مملو از كالاهاي بيگانگان و بازار براي دشمنان اسلام و پيامبر بزرگ شده است ".[4]
پي نوشت :
[1]. وصيتنامه موضوعي امام خميني(ره)، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، 1377، صص28-30.
[2]. همان، ص 44.
[3]. همان، صص 30 و 31.
[4]. صحيفه امام، ج 19، ص 344.
برگرفته از : ماهنامه گلبرگ - شماره 111
![]()


حجت الاسلام انجوی نژاد
بر طبق روال سال هاي قبل ، امسال نيز اوِّلين جلسات سال را به شرح آن سالي كه در آن قرار داريم – كه امسال سال اصلاح الگوي مصرف است – اختصاص مي دهيم .
در نام گذاري امسال يك پيام مخفي وجود دارد و آن اين است كه روال مملكت ما زياد مورد رضايت نيست . سال هاي قبل به نام هاي پيامبر (ص) ، اميرالمؤمنين (ع) و ... ناميده مي شدند . امّا امسال از كلاس بالاي معنويت به كلاس پايين ترك يك گناه كبيره افول كرده ايم : سال اصلاح الگوي مصرف ! يك دفعه كلاس نام گذاري سال ها افت شديدي پيدا كرد . اگر همين طور پيش برود ، سال ديگر مي شود اصلاح مصرف گاز ، سال بعدش مي شود سال ترك شهوات ، سال بعد سال درس خواندن و ... .
از آن جايي كه امسال 8/8/88 با ميلاد امام رضا (ع) و جمعه مصادف شده ، انتظار مي رفت كه سال امام رضا (ع) ناميده شود . امّا پيام مخفي نامگذاري امسال به اين نام ( اصلاح الگوي مصرف ) ، اين است كه در سطوح پايين عمل و اخلاق هنوز مردم ما مشكل دارند ، بنابراين نام گذاري سال ها در سطوح بالا افت مي كند .
اين بحث 3 محور دارد . محور اوّل : بررسي پيام ، محور دوم : بررسي كلمه اسراف و تبذير به عنوان يك گناه كبيره و محور سوم : بررسي راه حل .
اوّل نگاهي به بعضي از جملات پيام مي كنيم : « ما دچار اسراف هستيم ، بسياري از منابع كشور ما دچار اسراف گري هاي ماست و اين امر منتهي به شكاف بين فقرا و اغنيا مي شود . » بحث عدالت از منظر اقتصادي ! يعني اوّلاً ما دچار اسراف هستيم و داريم اسراف مي كنيم و اسراف كردن علاوه بر اين كه براي آخرت ما مشكل مشكل ايجاد مي كند ، مشكل دنيايي نيز براي ما به وجود مي آورد و آن مشكل اقتصادي براي جامعه است ؛ شكاف بين اغنيا و فقرا دائم عريض تر مي شود . فاصلهي بين فقر و غنا بيشتر مي شود .
پس از اين ، به اسراف هاي شخصي ، عمومي و در كلان بالاتر ، به اسراف هاي دولتي ، اجرايي و ... اشاره كردند .
توقّع مقام معظم رهبري در اين پيام برنامه ريزي و حركت است . نه اين كه بگوييم پيام مقام معظم رهبري اين بوده كه اسراف نكنيم و بياييم در و ديوار شهر را پر كنيم از پوستر هايي كه رويشان نوشته شده « اسراف نكنيم ! » و يا اين كه چند تا سمينار چرب در كيش همراه با هتل و همه امكانات برگزار كنيم براي اسراف نكردن .
برنامه ريزي يعني اين كه عقلا ، متفكّرين و من و شما نيز در سطح خودمان به بررسي اسراف بپردازيم ، برنامه ريزي كنيم و سپس حركت كنيم . حتّي اگر شده يك اقدام كوچك انجام دهيم .
براي روشن تر شدن اين فرمايشات ، من چند تا مثال از ميان 200 – 300 مثال انتخاب كردم .
- مثلاً در مورد مصرف شكر در مملكت ما : بالاترين الگوي مصرف جهاني براي شكر 30 كيلوگرم در سال است . كشور ما حدود 3/1 ميليون تن شكر خودش توليد مي كند . اگر بخواهيم به 30 كيلوگرم شكر حساب كنيم ، 2 ميليون تن شكر براي ما كافي است . امّا ما 10 برابر الگوي بالاي مصرف جهاني شكر مصرف مي كنيم . در نتيجه پارسال مجبور شديم 6 ميليون تن شكر وارد كنيم . واردات يعني زمين زدن اقتصاد . ما مي توانستيم با 700000 كيلو سر و ته قضيه را به هم بياوريم ؛ امّا داريم 6 ميليون تن وارد مي كنيم . در بالاترين الگوي مصرف ماهي يك كيلو شكر بايد مصرف كنيم ؛ ما سرانه داريم نفري ماهي 10 كيلو شكر مصرف مي كنيم .
- مصرف انرژي در كشور : كلّ مصرف انرژي در كشور ما 17 برابر ژاپن ، 5/8 برابر كلّ اروپا ، 1/2 برابر كشور يك ميليارد و پانصد ميليون نفري چين است . يعني ما اندازه يك كشور 750 ميليون نفري انرژي مصرف مي كنيم .
در بعضي جاها رفاه ما كمتر از اروپاست و دليل آن اين است كه در بعضي جاها ما خيلي اسراف مي كنيم . آخه در كجاي جهان اين گونه انرژي مصرف مي شود كه ما مصرف مي كنيم ؟!
البتّه بعضي جاها سياست هاي حكومتي و دولتي نيز مشكلاتي براي مصرف ايجاد مي كند .
- مصرف آب سالم در كشور ما 70 برابر الگوي جهاني است . آب سالم در ساير كشور هاي جهان آبي كه براي استخر ، شستشوي ماشين ، آبياري و شستن دست و صورت به كار مي رود با آبي كه براي آشاميدن است فرق مي كند . امّا در كشور ما آب آشاميدني كه براي آن هزينه شده براي تمام مصارف ما به كار مي رود . البتّه در اين جا نيز بايد به سياست هاي اجرايي دولت توجّه كرد .
نكته بعدي ، برخي فكر مي كنند كه مقام معظم رهبري تازه به اين مطلب اشاره كرده اند ؛ در حالي كه در اين تاريخ ها به اين موضوع اشاره شده :
11 / 2 / 87 : « ما به مصرف گرايي افراطي دچار هستيم . »
28 / 12 / 70 : « مصرف گرايي هم زيان اجتماعي ، هم زيان اقتصادي و هم زيان رواني و اخلاقي دارد . من مكرّر عرض كرده ام و باز هم مي گويم و خواهش مي كنم مصرف گرايي را رها كنيد . »
25 / 9 / 71 در ديدار با زنان : « من به خانم هاي جوان و خانه دار عرض مي كنم شأن زن مسلمان بالاتر از اين است كه در دوراني كه بسياري از مردم محتاج كمك اند ، بروند پول بدهند طلاي اضافي بخرند ، زينت بخرند ، وسايل رنگارنگ بخرند و ... . »
21 / 7 / 86 : « ما مردم مُصرفي هستيم ، اسراف در آب ، در نان ، در تنقلات ، در بنزين و در ... . »
4 / 1 / 79 در پيام نوروزي ، 26 / 1 / 70 پيام ، 2 / 9 / 68 ، 29 / 12 / 73 پيام نوروزي ، 29 / 12 / 75 پيام نوروزي ، 1 / 1 / 76 پيام نوروزي ، 1 / 1 / 77 پيام نوروزي ، 4 / 10 / 78 ، 25 / 9 / 79 ، 5 / 6 / 80 ، 15 / 9 / 81 و 11 / 2 / 87 .
اين ها همه دقيقاً مثل هم هستند . يعني مقام معظم رهبري در اين دوران حكومتشان قريب به 30 بار در مورد مصرف گرايي ما هشدار داده اند . امّا گوش شنوايي در كار نبوده . به همين دليل است كه سالي كه بايد به نام امام رضا (ع) ناميده شود ، به اين نام ناميده مي شود .
اسراف و مصرف گرايي
مصرف گرايي به اين معنا نيست كه به اندازه شأن خود مصرف نكنيم . مثلاً كسي در شأن و رتبه متوسط اجتماع قرار دارد ، هيچ اشكالي ندارد كه متوسط مصرف كند . و كسي كه در رتبه بالاي اجتماع قرار دارد ، شأنش ايجاب مي كند بالاتر خرج كند . مثلاً كارگر محترم شهرداري محترم شهرداري وقتي براي عيدي به درِ خانهي يك خانواده اي از قشر متوسط مي رود ، به 200 – 300 تومان راضي مي شود و وقتي به در خانهي يك خانواده اي از قشر بالا مي رود به 1000 – 2000 تومان . مشكل ما اين است كه مصرف ، بد انجام مي شود ؛ اسراف يعني دور ريز . مصرف ما مشكل دارد . مثلاً در شأن كسي كه در طبقهي بالاي اجتماع قرار دارد و ماشين خوب دارد ، اين نيست كه روزي 100 كيلومتر در خيابان الكي با ماشين بگردد . اين مي شود اسراف . ماشين خوب داري ، درست هم استفاده كن . اين طوري نيست كه بگوييم هر كس خانهي خيلي خوب و يا ماشين خيلي خوب دارد ، اسراف كرده . نه ، مصرف غلط است .
در پيام بررسي كرديم و متوجّه شديم كه الگوي مصرف مورد بحث است .
مقدار دور ريز نان مملكت ما طوري است كه مي توان تنها با هزينهي دور ريز نان تهران مشكل ازدواج يك ميليون زوج را ماهانه حل كرد . اين مبلغ بسيار زيادي است . مقدار بسيار زيادي از هزينه هاي مملكت ما در سطل زباله است .
البتّه تصريح مي كنيم كه ما الآن دربارهي مشكلات مربوط به مصرف مردمي صحبت مي كنيم . درباره مشكلات دولت نيز كه اسراف هاي بسيار سنگيني است و قابل مقايسه با اسراف هاي كلّ ملّت هم نيست ، هم صحبت مي كنيم . كه دولت بايد آن مشكلات را بررسي كند و حتما هم در حال بررسي است . امّا ما دربارهي خودمان داريم صحبت مي كنيم . مشكل اصلي ما اين است كه ما فقط خودمان را مي بينيم و چند نفر دور و برمان را . و مي گوييم اگر چقدر مي شود مثلا مي شود ماهي 2000 – 3000 تومان و فكر نمي كنيم كه اگر ما يك ميليون نفر بشويم ، نفري 2000 تومان چقدر زياد مي شود . اكثريت مطلق مردم در جامعهي ما مبتلاي به اسراف هستند و بد مصرف مي كنند . مشكل ما در تنوع مصرف است .
دلايل رواج اسراف و مصرف گرايي :
1- حبّ نفس ، حبّ دنيا و تنوّع طلبي :
ما عادت نكرده ايم كه براي نياز ، زندگي كنيم ، عادت كرده ايم كه براي نياز نفس خود زندگي كنيم ، نفسي كه سيري ناپذير است ! ميزان بسيار زياد تنوّع طلبي در جامعهي ما باعث اسراف بسيار زيادي شده : تغيير ماشين ، موبايل ، خانه ، غذا و فرش و لباس و ... باعث شده دچار مصرف گرايي افراطي شويم . در حالي كه كمد ما پر از لباس است ، ما دائم در حال تغيير آن هستيم . لباس هاي قبلي كه در كمد است هزينهي مملكت است كه بايگاني شده ، مثل اين است كه شما پول ها را از بانك بگيري و بگذاري در خانه ات . بعد هم مي گويي من كاري كه نمي كنم ، چه اسرافي ؟!
امّا نگهداري همين هزينه مثل اين است كه پول را بگيري و بگذاري در صندوق . بايد نفست را آدم كني . عُرفا جملاتي مي فرمودند كه امروزه اصلا خريداري ندارد . مي فرمودند : طعام را للقوّه بايد خورد . يعني بايد طوري غذا خورد كه قوّت بگيري نه طوري غذا خورد كه نفست قدرت بگيرد . سفره هاي بسيار رنگيني كه خورده هم نمي شود از بس كه زياد است . و بعد هم دور ريخته مي شود .
اگر در استفاده از وسايل نقليه ، نفس بخواهد استفاده كند ، انسان مصرف گرا مي شود . در هر چيز ديگري هم همين طور هست . در جهان امروز ميزان استفاده از اطعمه و اشربهي غيرمجاز - چيزهايي كه براي بدن لازم نيست و براي انسان ضرر دارند مثل انواع و اقسام نوشابه ها و تنقلات – بسيار زياد است . و ترك استفاده از اين مواد مضر و غير ضروري مي توان هزينهي لازم براي حل بسياري از مشكلات مملكت را فراهم كرد .
در زمان بحران اقتصادي تايلند پادشاه تايلند اعلام كرد كه هر تايلندي يك قاشق برنج كمتر بخورد تا اين بحران اقتصادي برطرف شود . بدين نحو بحران اقتصادي تايلند در طول يك ماه حل شد و به جايي رسيد كه تايلند امروزي از كشورهاي مهم صادر كنندهي برنج است .
در بحران كرده جنوبي ، رئيس جمهور كره جنوبي اعلام كرد كه زن ها مقداري از طلا خود را براي حل بحران اقتصادي بدهند . بحران اقتصادي حل شد و بعد با اين پول جمع شده ، صنايعي راه انداختند كه دارد آمريكا را فلج مي كند . مثل صنايع اتومبيل .
مشكل ما بد مصرف كردن است و اگر مصرف را بياوريم تا جايي كه براي ما سود داشته باشد ، خوب است . اگر خواهان رفاه هستيم رفاه نيز حد و مرزي دارد . نبايد به اقتصاد مملكت براي رفاه خود ضربه بزنيم . اگر مي خواهيد سرمايه گذاري كنيد توي بانك و يا بازار بورس سرمايه گذاري كنيد . در غرب اجازه داده نمي شود كه اقتصاد فردي به اقتصاد ملّي ضربه بزند . در غرب اصلا خانه نمي خرند . خانه را با وسايلش اجاره مي كنند .
علّت عقب افتادگي ما از كشور هاي غربي اين است كه فرهنگ ما مشكل دارد . به خاطر حبّ نفس و تنوّع طلبي داريم به اقتصاد مملكت ضربه مي زنيم .
2- خود خواهي و ديگر نبيني :
از دلايل ديگر مصرف گرايي ، اين است كه خبر از قشر محروم نداريم . مقام معظم رهبري در ديدار با زنان فرمودند : در مملكتي كه محتاج به كمك زياد است ، چرا اين قدر تزئينات مي خريد ؟ در مملكتي كه مي شود به جاي خريدن اين تزئينات مشكلات بسياري از افراد محروم جامعه را حل كرد ، چطور جرأت مي كنيد اين طور خرج كنيد ؟ اين به خاطر حسّ خودخواهي ماست كه نسبت به ديگران بي تفاوت هستيم . راجع به زندگي ديگران و آن چه در دنيا مي گذرد بي خبر هستيم . روزانه در جهان سي هزار نفر از گرسنگي مي ميرند . آن وقت ما هر وقت حوصله مان سر رفت ، چيزي مي خوريم ! اين مصرف گرايي است .
3- عرف و جامعه :
يعني قوانين عرفي كه دارد بر ما حكومت مي كند يعني به جاي آن كه به جامعه رنگ بدهيم ، جامعه به ما رنگ مي دهد حتّي در بين مذهبي ها . اگر برادري يا خواهري بخواهد بر طبق الگوي اسلامي مصرف كند و بخواهد اسراف را از زندگيش حذف كند بزرگ ترين مشكلش جامعهي ما و اطرافيانش است . اگر دختر يا پسري بخواهد ساده و با مهريهي پايين ازدواج كند ، مورد تمسخر اطرافيان قرار مي گيرد . حتّي در بين مذهبي هاي جامعه نيز اين موضوع رواج دارد . كليد مشكل ازدواج در جامعه در دست پدر و مادر هاي جامعهي ماست كه بسيار مصرف گرا هستند . مي شود انسان شيك و تميز و مرتب باشد با اين كه خوب وسايلش را نگه دارد . مخصوصا در بين خواهران ما كه احساسات قوي دارند ، مصرف گرايي باعث آزار و اذيتشان مي شود . اين موضوعات براي پسر ها زياد حائز اهميت نيست امّا اگر خواهري بخواهد به حرف رهبرش عمل كند ، جامعه به او فشار مي آورد و اگر او متفاوت از ديگران عمل كند تحقير و تمسخر مي شود . ادّعاهاي مذهبي ها كه مدّعي پيروي از حضرت فاطمه (س) هستند گوش فلك را كر كرده است امّا سر سوزني از هواي نفساني ، تجمّل گرايي و رسم و رسومات مسخرهي خود پايين نمي آيند . براي حضرت زهرا (س) يك دهه مي گيرد و گريه مي كند امّا وقتي به او گفته مي شود الگوي زندگيت ، زندگي حضرت زهرا (س) باشد ، مي گويد به ما چه ! فاطمهي زهرا براي خودش ما هم براي خودمان ! اين توهين به اهل بيت است . يك دهه براي حضرت زهرا (س) و يا امام حسين (ع) عزاداري مي كنيم و بقيهي سال نيز بايد مانند آن ها زندگي كنيم . 4 تا روايت هم پيدا كرده اند كه « زن خوب ، مركب خوب ، خانه خوب و ... » در مقابل علامه مجلسي روايات بسياري دارند كه بر طبق آن اين جور زندگي كردن نفاق است . « يؤمنون بعض يكون بعض » يعني چيزهايي از دين را كه مطابق دل خود مي بيند قبول دارد و به بقيهي دستورات محل نمي گذارد و مي گويد ما همين تكّه از دين را گرفته ايم . اين از آثار نفاق است . از خصوصيات منافقين در قرآن آمده است كه بخش هايي از دين را جدّي مي گيرند چون آن را دوست دارند و به بخشي ديگر عمل نمي كنند و آن را فراموش مي كنند چون آن را دوست ندارند .
مشكل ما اين است كه عرف و جامعه دارد فشار مي آورد . امّا زمان انقلاب ، اوضاع جامعه برعكس بود . خدا لعنت كند كساني را كه آن فرهنگ را برداشتند و فرهنگ تجمل را به جايش گذاشتند . مصرف گرايي دقيقا چيزي است كه دشمنان ما خواهان آن هستند . يعني كه پول را به سمت دشمنان سوق بدهيم ، اوضاع آن بهبود يابد و اوضاع آن خراب شود . مثلا در يك خيابان كه رد مي شوي 3000 تا پوشاك فروشي و يا 170 تا طلا فروشي هست ! فكر مي كردم كه در يك خيابان كه 170 تا طلا فروشي هست ، يعني همهي آن ها درآمد دارند ؟ مردم كه اين قدر درآمد ندارند . فهميدم كه مردم طلا نمي خرند ولي مدام طلاهايشان را عوض مي كنند . به روز مي كنند . وقتي مي گويند خانه تكاني ، به اين معني نيست كه همهي وسايل خانه را بيرون بريزي و دوباره از نو بخري !
4- خودنمايي :
برادر و يا خواهري كه فكر مي كند محبت دست لباس و زينت است ، برادر و خواهري كه فكر مي كند مي تواند قلب مردم را با زينت و لباس و آرايش فتح كند ، هر روز 5 بار در نمازهايش و در هر نوبت 2 بار به دروغ مي گويد ايّاك نعبد و ايّاك نستعين. اگر مي خواهي خودنمايي بكني ، خدا بايد تو را بنماياند ! با لباس كسي بهت نگاه نمي كند .
در مورد مذهبي هاي ما گفته مي شود كه در مجالس عروسيشان در طول يك شب چندين بار لباس عوض مي كنند . كساني كه با لباس ، با ماشين ، با خانه ، با رنگ هاي مختلف و با جلوه نمايي و خودنمايي افراطي سعي مي كنند در جامعه خودي نشان بدهند ، از نظر روان شناسي مبتلا به عقده هاي رواني هستند . آدم كه نبايد با لباس و ماشين خودش را نشان بدهد . در مورد رسيدگي به خود ، پيامبر (ص) فرمودند تميز و منظم باشيد .
البتّه بعضي برادران و خواهران ما افراطي هستند . از نظر رسيدگي به خود به خصوص بعد از ازدواج بي توجّه هستند . دين نيز اين را قبول ندارد . از زيبايي هاي ذات زنان اين است كه بايد در خود و يا در لباسشان زيبايي هايي داشته باشند ، امّا در اين مورد نبايد افراطي باشيم .
5- خانواده و محيط خانواده :
رسم و رسومات خانواده اگر با فرامين ديني منافات داشته باشد بايد آن ها را كنار گذاشت . مثلا رسم دارند 3 شبانه روز عروسي مي گيرند . رسم مزخرف و مسخره اي هست . به جاي هزينه براي چنين مراسمي مي توان اين پول را براي حلّ بسياري از مشكلات جامعه به كار برد .
6- تقليد :
الف) نقش حاكمان و حكومت در تقليد : النّاس علي دين ملوكهم . مردم به دين بزرگ تر هاي خودشان نگاه مي كنند . ملوك در اين جا الزاما به معني حاكمان يك حكومت نيست . ملوك به معناي بزرگ تر هاي ما است .
اين بهانه كه من خانه اي از خودم ندارم ، اين خانه اي در آن نشسته ايم مال دولت است ، بهانه اي است كه هر كسي بهش مي خندد . وقتي كسي در خانهي امرا زندگي مي كند ، اخلاق امرا را پيدا مي كند . اگر امرا و حاكمان يك كشور در بالاترين سطح يك جامعه زندگي كنند ، هر گونه مبارزه با مصرف گرايي در سطح عمومي مردم يقينا بي حاصل و بي نتيجه است . مردم مي گويند برو ببين بالا چه خبر است ! در مملكت ما قانون « از كجا آورده اي » بايد دوباره احيا شود . كساني كه ميلياردي و تيلياردي در مملكت مصرف مي كنند بايد رسوا شوند تا مردم بدانند كه زهد به عنوان يك اصل اخلاقي اسلامي كه در جمهوري اسلامي بايد رعايت شود ، نهادينه شده است . اگر از مقامات بالاي كشور شروع به پرورش زهد كنيم ، مردم نيز از حاكمان و فرمانروايان خود تقليد مي كنند . نه اين كه مثلا اگر رئيس جمهور و يا فلان وزير به شهر يا كشوري دعوت مي شوند و سفرهي رنگيني هم انداخته شده ، همه عكس بگيرند كه رئيس جمهور پاي سفرهي رنگين نشسته ! نه ، منظور اين نيست . رسم اين است كه از مقامات اين گونه پذيرايي شود . منظور اين است كه روال زندگي بايد صحيح باشد . وگرنه عكس پاي سفره رنگين همه دارند ، عكس پاي سفره نان و پنير و سبزي هم همه دارند . عكس دليل نيست . بايد ببيني عقيده و روش زندگي آن مقام كشوري چيست . اميرالمؤمنين (ع) در نامه اي به عثمان بن حنيف نوشته اند « شنيدم كه در پاي سفرهي رنگين بوده اي ، شنيدم كه اغنيا را بر فقرا ترجيح داده اي . » او با برنامه ريزي انتخاب كرده بود كه بر سر اين سفره بنشيند و اغنيا را بر فقرا ترجيح داده بود .
مهم روال زندگي است ، وگرنه هر فردي ممكن است گاهي در پاي سفره هاي رنگين هم باشد . ما اين مدل افراط گري را نيز قبول نداريم كه از حاكمان خود بخواهيم هرگز و هيچ جايي ماشين خوب سوار نشوند و يا پاي سفره هاي رنگين نباشند . بايد ديد روال زندگي آن ها چيست . ما از حاكمان توقع داريم كه روال زندگيشان بر مبناي زهد باشد . نه اين كه در حكومت جمهوري اسلامي يك مسئول به شهري سفر كند ، و براي اين كه كباب درجه يك بخورد از شهر ديگر با هواپيما برايش كباب بياورند ! آن هم در جمهوري اسلامي !
چون آقا فرمودند ، حاكمان بايد روال و شيوهي زندگي خود را مشخص كنند . يا بيايند قانون بدهند بگويند وقتي رهبر صحبت مي كند براي مردم صحبت مي كند ، به دولتي ها كاري ندارد ! اين قانون اوّل . قانون دوم اين كه نخير ! آقا براي دولتي ها صحبت مي كنند و بعد با مردم . اگر قانون دوم درست است ، تمامي حاكمان نظام اعم از مجلس ، قوه قضائيه ، قوه مجريه ، شوراي نگهبان ، مجمع تشخيص مصلحت نظام بايد روال و شيوهي زندگي خود را براي مردم روشن كنند . شفّاف به مردم گزارش بدهند .
اگر اين اتّفاق افتاد ، ما امسال از دام شعاري شدن بيرون رفتيم وگرنه امسال هم مثل سال هاي قبل ! هر چقدر در سال هاي قبل مملكت علوي شد ، امسال هم مصرف گراييش كم مي شود !
بنابراين ما از حاكمان انتظار شفاف سازي در مورد روال زندگيشان و نحوهي مصرفشان داريم .
ب) نقش رسانه ها در تقليد : وقتي كه رسانه هاي ما دائم در حال ترويج مصرف گرايي هستند ، جمع ترويج مصرف گرايي با سال اصلاح الگوي مصرف چگونه اتّفاق خواهد افتاد ؟
رسانه هاي ما مي توانند همان گونه كه براي كمپاني هايي بهترين تيزر هاي تبليغاتي را با بهترين كيفيت مي سازند ، براي مصرف گرايي هم مي توانند امسال انيميشن ، تيزر و كليپ هاي جذاب و زيبا بسازند براي دادن الگوي زهد به جامعه .
بايد ببينيم كه آيا امسال اين اتّفاق مي افتد و يا اين كه در بين فيلم ها و برنامه هاي تلويزيون تبليغ 200 نوع پفك و يخچال پخش مي شود ، بالايش هم مي نويسند سال اصلاح الگوي مصرف !!!

سخنران : حجت الاسلام انجوی نژاد
در رابطه با پيام مقام معظم رهبري که امسال را سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري کردند صحبت کرديم در اولين جلسه در پانزدهم؛ و اين دومين جلسه هست که در جلسه قبل اين پيام رو بررسي کرديم که عرض کرديم اين اولين پيام نيست و بارها و بارها در مناسبتها مخصوصا اعياد رهبر معظم انقلاب به اين بحث اصلاح الگوي مصرف پيام دادند .دوم مثالهاي روشنگري گفتيم مثل اينکه مصرف سرانه شکر براي هر نفر در سال بالاترين ميزانش 30 کيلوگرم هست برای ايران:300 کيلوگرم.
يا مصرف انرژي کشور ما با همين جمعيتي که داريم 17 برابر ژاپن هست و 8.5 برابر کل اروپا و 2.1 برابر چين يک ميلياردي و نيمي ما مصرف انرژي داريم و گفتيم به ميزان يک کشور 750 ميليون نفري ما داريم از انرژي استفاده ميکنيم.
مصرف آبمان را گفتيم 70 برابر الگوي جهاني هست در حاليکه ما آبمان هم تقسيم بندي شده نيست که بگویند اين آب شرب؛ اين آب شستن ماشين، اين آب دستشويي، اين آب صورت شستن، اين آب حمام رفتن؛ نه همه اش آب شرب است و ما براي مشروب ساختن داريم هزينه ميدهيم اينها رو عرض کرديم تا اين مطلب که دلايل رواج اسراف و اينکه مصرفگرايي در جامعه ما هست را گفتيم، چند دليل را گفتيم :
1- حب نفس، دنيا و تنوع طلبي
2- خودخواهي و ديگر نبيني
3- جامعه و حتي جامعه مذهبيون ما
4- خودنمايي
5- خانواده
6- تقليد؛ که تقليد رو عرض کرديم 1- تقليد از حاکمان 2- تقليد از رسانه ها تا اينجاش را عرض کرديم .
7- گزينه دليل رواج اسراف؛ رواج اسراف مذهبي، اعتقادي؛ در بحث مذهب و اعتقادات هم ما يه اسرافهايي داريم، بعضي از خواهرها و برادرها شايد جلسه اول رو نشنيدن بعد تو ذهنشون خرده بگيرن که اي بابا مثلا اگه ماشير آب موقع وضو گرفتن ببنديم، دوتا ليوان آب هم اسراف کنيم؛ سيستم آبرساني ما به دليل پوسيده بودن و بد کار گذاشتن 30% آب مشروب مارو داره هدر ميده؛ 30% آب کل کشور داره هدر ميره اونوقت شما گير دادي به ما؛ عرض کرديم اون رو ميرسيم بهش، ما داريم از منظر اخلاقي نگاه ميکنيم؛ اگه برایت ثابت کنند که خدا گفته مسرفين رو دوست ندارم تو اسراف کردي ولو يک ليوان آب، نميتواني به ملائکه نکير و منکر بگي آقا 30% آب ما در منابع ديگه هدر ميرفت ! ميگن اگه پس اينطور بود تو دو تا آدم رو ميزدي ميکشتي برا اينکه جاهاي ديگه دارن هزار تا هزار تا ميکشن؛ بمب اتم ميندازن، دليل نميشه اگه يه جايي بمب اتم ميندازن ما بگيم ديگه شير تو شيره ما هم بزنيم يه آدم بکشيم، بحث نگاه ما به اسراف يه نگاه اخلاقي و بحث اسلامي است.
مثلا در نذورات ما اسراف ميشود؛ در مسير خدا، اهل بيت، امام حسين(ع). اولا بسياري از اين سفره هايي که انداخته ميشود اصلا سنديت نداره؛ يعني بايد دستوري باشد مگر اینکه بگویید نذري برا امام حسين دارم ميکنم. اينکه بگویي سفره ي حضرت عباس انداختي با اين آداب، آدابش رو بايد معصوم تعيين کرده باشد وگرنه بدعت ميشود؛ مثلا ميگوید سفره اي گرفتيم نذر حضرت عباس توسلي هم هست، قرائت قرآن و نوحه هم بخوانيم اين مشکلي ندارد، ولي اگر بگویيم آدابی است بايد در اين سفره رعايت بشود اين ها اصلا مشکل ايجاد ميکند؛ بدعت ميشود.
ثانيا بيشتر اين سفره ها بيشتر از روی چشم و هم چشمي است ! سفره حضرت عباس ميندازه بعد خانم های همسايه ميان. اين چيزها بيشتر زنانه ست خواهرها بیشتر اهل این مسائل هستند، بعد ميره سفره اينو ميبينه ميگه يه سفره بايد بندازم چشم فلانی در بیاد !! اين چه دينيه قربونت برم ؟! يا بعضا بعضي از خواهران ما نمايشگاه راه مي اندازن اونجا ! يعني ميروند برای اينکه خودشان را نشان بدهند!! جوری که اگر کسی از بیرون نگاه کند ، فکر نمي کند اين ها مثلا عزادار اباعبدلله هستند يا سفره حضرت رقيه است ! در شيراز يه رسمي دارن 21 ماه رمضان سمت محله سعدي ، سفره حضرت آقا اميرالمومنين مي اندازند؛ مردم می آیند نمي دانند چه خبر است؛ تمام ديوارها گِلي، محل خيلي زيبايي مثل خانه حضرت اميرالمومنين درست کرده اند. مي نشينيد؛ نان می گذارند با نمک و شير؛ یه عده ای فکر می کنند این قسمتش دیگر یک کار سمبلیک است؛ برای افطار نان و نمک و شیر. طرف یه کم میخوره؛ منتظر افطار می نشیند ! میگه آقا افطار چی شد؟! میگویند افطار همین بود . حقیقت سفره حضرت رقیه این است. این سفره هایی که الان می اندازند نیست ! حقیقت سفره امیرالمومنین همین است؛ نان و نمک و شیر؛ تازه بین نمک و شیر یکی اش رو آقا امیرالمومنین انتخاب میکردند حالا اینجا دوتایش را می گذارند، برای اینکه خود آقا فرموده اند نمیتوانید مثل من باشید؛ ولی خیلی ها اونجا میان می گویند تبرکی میخوریم اینجا بعد میریم خونه افطار!! سفره اهل بیت این است، وقتی سفره برا حضرت رقیه می اندازی باید یک غذای بسیار ساده باشد و اسراف نشود؛ چشم و هم چشمی نباشد، نمایشگاه مد و لباس هم نباشد. نذورات دیگر؛ مثل نذرهایی که اصلا سودی ندارد برای هیچ کسی؛ مثلا من نذر میکنم که اگر آقا امیرالمومنین، امام حسین، قمر بنی هاشم، حضرت زینب (سلام الله علیهم اجمعین) فلان کار کردند من مثلا 10 میلیون تومان می دهم حسینیه را سرامیک درجه 1 آلمانی بزنند!!! این چه کاریه؟ در مسیری نذر کن که اهل بیت هم بپسندند. در ساخت مساجد و حسینیه ها؛ باز این ها بحث های دیگری است که مواظب باشید اسراف نشود یعنی پولی که میخواهد اینجا خرج بشود از آن نهایت استفاده بشود.
مسجد، حسینیه - من در استانی یک حسینیه دیدم که اول خیلی غبطه خوردم که چه حسینیه خوبی، کاش ما یک همچین حسینیه ای داشتیم؛ 10000 متر مربع .خیلی قشنگ بود؛ 10000 متر درسه طبقه؛ تقریبا 70، 80 هزار نفر جمعیت توش جا میگیرن؛ هیئتی بنشینند؛ من رو بردن اونجا بازدید مثلا یه اثر خیلی مهم؛ گفتن فقط ظهر عاشورا هیئت ها میان اینجا سینه میزنن در رو قفل میکنن و میرن؛ فقط ظهر عاشورا ! پاتوق همه ی هیئتهاست؛ آقا تو که این همه جمعیت نداری حسینیه رو پر کنه، در طول سال ازش استفاده بهینه بشه، این چه کاریه میکنی؟
مثلا در مسجد موقع نماز جماعت دوتا ردیف می ایستند؛ همه بالای 80 سال ! در هیئت امنا اختلاف میشود 3 تاشون میرن بیرون میگن یه مسجد دیگه بسازیم !! اون ها هم یک ردیف دیگه نماز جماعت دارند بالای 85 سال!! خب این چه کاریه شما می کنید؟ این ها واقعا خدایی است؟ ؟ اصلا من و شما اجازه داریم پولی که مردم دارند میدهند در راه خدا در این مسیرها خرج کنیم؟ این ها بالاترین نوع دزدی از خود کیسه اهل بیت است.
در کارهای فرهنگی؛ آقا اگر که در کانون ما (اینکه میگم هست در کانون متاسفانه ، برادرها و خواههارا باید بیشتر دقت کنند) اگر کانون ما امشب مراسم گرفت براش تراکت بیشتر از اون چیزی که لازمه زد و این تراکت ها اسراف شد این گناه کبیره در کیفیت مراسم کانون تاثیر خواهد گذاشت، شک نکنید؛ اگر هر اسراف دیگه ای شد،در غذا همینطور، اگه اسراف شد که ما بحث اسراف و تبذیر رو تو تعریفش باز میکنیم که ممکنه تبذیر هم بشود؛ اگه اسراف شد در کیفیت معنوی تاثیر میذاره؛ چون ما تاریکی را اوردیم در محیطی که نور داره و این تاریکی نور را رد میکند.
8- وسواس؛ نعوذ بالله بعضی از کسانی که مبتلا به وسواس هستند؛ فکر میکنن خیلی مقدسند !! این ها خیلی شیطانی هستند، چون وسواس یعنی وسوسه ای از طرف شیطان؛ دام شیطان، فکر میکند موقع وضو گرفتن به جای 1 لیتر اب 6 لیتر آب مصرف کند خیلی مقدس می شود ! مثلا در طهارت و نجاست فکر میکنه دیگه خیلی مقدسه دائم داره دستش رو آب میکشه، این مقدس نیست این شیطانی است، یعنی افتاده است در دام گناه کبیره اسراف، شوخی گرفته این را . اهل نعوذبالله فحشا نبوده شیطان گفته اشکال نداره؛ (اغلب موارد فحشا گناه صغیره است) می اندازیمش در دام یک گناه کبیره؛ گناه کبیره گناهی است که خداوند تبارک و تعالی در قرآن وعده آتش داده باشد به آن .
9- ثروت زیاد و اضافه؛ نمیدونم چرا بعضی از مردم اینقدر پول جمع میکنند ! واقعا چه کار میخواهند بکنند با این همه پول، حالا من نمیخوام خیلی ریز و دقیق بشم که برادر خواهرهایی که جوانترند بد برداشت کنند . که اصلا ما چقدر حق پس انداز داریم و چقدر پس انداز در دستورات اسلامی وارد شده و چقدر بعضی از پس اندازهای ما مخالفت میکنه با روزی رسانی خدا، اصلا وارد این بحث نمیشوم. مخالف هم زیاد دارد؛ ممکن است کسی هم برداشت بد بکند، ولی برخی فقط پول جمع می کنند ! این ها را برای چه میخواهند ؟؟! یعنی این همه پول این همه تشکیلات باعث میشود اسراف کنند، مثلا یک اسرافش این است پول رو گذاشته کنار . خب اگر با این پول کار کند یک درامدی از آن دارد . دست به چند نفر فقیر کمک می کند، این هم از مسائلی هست که باعث رواج اسراف شده؛ ثروت بسیار زیاد یک عده ای که نمیدانند چه کارش کنند؛ 4تا ماشین میخرد؛ 5 تا خونه میخرد؛ یک ویلا در شمال خریده که اگر برسد 6 ماهی یه بار دوشب برود آنجا ! آنجا یک تشکیلاتی برا خودش راه انداخته اینجا یک تشکیلات دیگر ! بساط های این گونه که واقعا عجیب غریب است ! یک قسمتی در شمال رد می شدیم ، تمام ویلاهایی که همه قیمت ها بالای حداقل بالای 500 میلیون، بین 500 تا 1 میلیارد؛ شاید قریب به 3000 تا ویلا کنار هم بود، گفتند این ها همه اش خالی است؛ تابستان ها، پنج شنبه، جمعه ها پر میشه، ایام عید پر میشه بعضی وقتا وسط هفته ممکنه بیان؛ کلا خالیه، 3000 تا ویلا فقط تو یه پلاژ ما در شمال؛ با امکانات کامل کامل، یخچال و تلویزیون و فریزر و گاز و ..، خالیه و دو تا نگهبان اونجا گذاشته اند که دائم دارن اونجا رژه میرن که کسی به اینها دستبرد نزند.!
تعریف اسراف: اسرف یعنی تجاوز کردن و از حد گذراندن؛ در تعریف اصطلاحی اسراف میگویند هر چیز خارج از تعادل در هر عملی میشود اسراف.
در قرآن کریم چند تعریف برای اسراف دارد:
تعریف اول: سوره طه 127، سوره مائده 32، سوره اعراف 81، سوره یونس 12و 83، سوره انبیاء 9، سوره یس 19، سوره زمر 53، سوره غافر 28 و 38؛ بیشترین تعریفی که برای اسراف کرده فرموده است : از حد گذشتن در گناه و نافرمانی؛ یکی از مصادیق اسراف این است؛ کسانی که در گناه اسراف میکنند.
3 مدل گناه داریم:
مدل اول: گناهی که در اثر فشار جسمی یا روحی برای شما ایجاد میشود و با خودش پشیمانی هم دارد و شما ظاهرا فکر میکردی مجبوری این گناه رو انجام بدهی ولی خودت نمی خواستی.
تا اینجا اسراف در گناه نیست توبه هم میکنی.
نوع دوم: گناهی که شما برای لذت بردن بیشتر از زندگی ات ، جزء برنامه هایت گذاشتی، انجام میدهی؛ این میشود گناه و این هم جزء موارد اسراف نیست.
گناه سوم که اسراف است، کسانی که به هر وسیله ای سعی میکنند گناه را انجام بدهند، لذت ببرند، به هر قیمتی شده ولو به قیمت اذیت بقیه؛ ولو به قیمت ضرر رساندن به بقیه؛ بسیار هم در جامعه ما زیاد است. مثلا بوق میزنه تو خیابون؛ توی کوچه ای که میدونه تو این کوچه کسی الان ممکنه خواب باشه بوق میزنه و لذت میبره؛ این گناه است چون ضرر دارد .
تعریف دوم سوره فرقان آیه 67 از حد گذشتن در انفاق را اسراف میداند؛ کسی که انقدر انفاق میکند که به خودش و خانواده اش چیزی نمیرسد.
خدمت پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) آمدند گفتند فلانی محصولات باغش که به حاصل نشست همه رو داد به فقرا؛ هیچی هم برای خودش و خانواده اش کنار نگذاشت؛ پیامبر فرمودند نه تنها انفاق نکرده بلکه گناه اسراف رو هم مرتکب شده.
مقداری طلا خدمت پیامبر بود. پیامبر فرمودند من معلوم نیست صبح را ببینم ، همان شب پیامبر همه را انفاق کرد .صبح یه فقیری اومد دم در، یه سائلی اومد پیامبر فرمودن چیزهایی داشتم دیشب دادم. حالا امروز ببینیم خدا بزرگه؛ شب شما بیا انشاالله برات نگه میدارم؛ این فقیر ناراحت شد، آیه قرآن نازل شد که "پیامبر در انفاق خودت نه آنقدر انفاق کن که دستت بسته شود برای انفاق و نه آنقدر بخل بورز که مردم از تو خیری نبینند" .
وسط؛ متعادل، بعضی ها خیلی انفاق میکنند، یکی از بزرگان همین شیراز چند سال قبل رفتیم پیش ایشون گفتم که ما از شما زیاد پولی نمیخوایم برا برکت تو کاروان یه چیزی محبت کنین؛ دست کرد تو جیبش هر چی تو جیبش بود در آورد گذاشت کف دست من؛ هرچی تو جیبش بود من گفتم دست شما درد نکنه؛ خیلی ممنون، خداحافظی کردیم و دستشون رو بوسیدیم؛ گفت ببخشید یه 50 تومنش رو برگردون ! گفتم براچی؟ گفت میخوام برم خونه پول ندارم بدم به تاکسی ! انفاق تا حدی که آدم خودش گیر کنه؛ بله یک جاهایی هست که یه توجیهاتی میکنن برا انفاق نکردن که اون ها رو بهش میرسیم اما اسراف در انفاق هم در سوره فرقان آیه 67 رد شده.
سوره اعراف 31، سوره نساء 6، سوره انعام 141 زیاده روی در خوردن و مصرف مال حلال را اسراف میدادند.
وقتی اومدن خدمت آقا امیرالمومنین؛ آقا به امام مجتبی(ع) گفتن 11 سال هست که هوس کردم جگر بخورم؛ امروز دیگه میخوریم . انقدر بچه ها خوشحال شدن دویدند رفتند جگر اماده کردند و اوردند خدمت آقا، همون موقع آقا صدای سائل رو تو خیابون شنیدن، اینو دادن به امام مجتبی و گفتن به حقی که خدا بر گردنت نهاده از طرف من این رو بده به این سائل؛ گفتند همه اش رو بده . وقتی برگشت ناراحت بود آقا فرمودن که خداوند تبارک و تعالی فرموده حتی در حلال؛ مصرفهای شما از حلال از درجات بهشتی و نعمتهای آن دنیا و رضوان الهی می کاهد.
اگه حلالِ حلال هم باشد، آدمی که از اول زندگی تا اخر زندگیش هیچ مشکلی نداشته باشه؛ هرچه دوست داشته خورده، هر وقت دوست داشته خوابیده، هیچ ناراحتی نکشیده، این روز قیامت با آدمی که ناراحتی و فقر و گرسنگی کشیده یکسان نیستند ؛ آقا فرمودند خداوند میفرماید که در حلال ها هم مقداری را بگذارید برای قیامت.
یعنی یک چیزهای غیرضروری در حلال . مثلا میگوید مال خودم است حلال است، اگر مال خودت نبود که میشد دزدی! چون مال خودت است میگوییم در حلال هم باید مصارفت را در حد اعتدال نگه داری.
سوره اسراء آیه 33؛ افراط در کار را اسراف میداند؛ یعنی خلق نشدی که از صبح تا شب بدوی؛ بعضی افتخار میکنند میگویند کار، کار، کار؛ از صبح تا شب. یه وقت هست این کار برا خداست از صبح تا شب اگه دو شیفته، هر 24 ساعت 48 ساعت هم کار کنی، کاری نکردی؛ ولی کار برا دنیا، برا خانواده، برا زندگیت، این چقدر کار؟ ضمن اینکه خیلی وقتا بچه ها، جوانترها، خانواده ها اصلا کار اینقدر نمیخواهند، دوست دارند پدر را ببینند، مادر را ببینند، صبح وقتی بیدار میشن پدر رفته، وقتی شب میاد این ها خوابند، اصلا نمیبینند پدرشون رو. این برای کی داره اینقدر کار میکنه؟ برا خدا ؟ خیلی خوب حالا مجبور شده است انقدر کار کند؛ برای دنیا؟ برای حقوق؟ این اصلا شأنیت ندارد و اسراف هست؛ از انواع اسراف است.
سوره آل عمران آیه 147 تفریط در عمل صالح و به جا آوردن حق خدا را اسراف میداند.
حق خداست وقتی صدایت میزند حی علی الصلوة بدوی، بعضی ها 1 ساعت ، دو ساعت ، سه ساعت، حتی چهار ساعت نماز می اندازند عقب؛ حال نداره دوتا نماز رو با هم بخونه ! میگه نه امام فرمودن نمازهای پنج گانه رو در وقت خودش باید بخونی، فاصله باید بندازی؛ فاصله میندازه نماز ظهر رو اول میخونه بعد میگه نماز عصر در وقت خودش؛ وقت نماز عصر یک ساعت و ربع بعد از اذان ظهره؛ یه دفعه میبینی 5 بعدازظهر میخونه، یادم رفت نماز عصر رو نخوندم، افتخارم میکنه. اگه میخوای فاصله بندازی یک ساعت و ربع بعد از نماز ظهر، یک ساعت و ربع بعد از نماز مغرب وقت نماز عصر و نماز عشاست.
حق خدا را عقب انداختن؛ کوتاهی کردن اسراف است، این هم گناه کبیره است. خداوند حق دارد که این همه به تو نعمت داده 17 دقیقه در شبانه روز رو از تو به موقع انجام دادن این عبادت رو بخواهد. تنها واجبت همینه غیر از روزه؛ تنها همین است.
بنابراین این حقوق الهی رو آیه شریفه ی قرآن سوره آل عمران آیه147 میفرماید تفریط در عمل صالح، عمل صالح انجام ندادن، جلوی عمل صالح را گرفتن؛ بعضی وقت ها جلوی عمل صالح را میگیرد، پسرش، دخترش میخواهد برود مسجد برای نماز جماعت ، میخواهد برود جایی برای عبادت ، میگوید بیا بنشین نمیخواهد بروی مسجد ! آیه شریفه قران، عین آیه هست می فرماید پدر و مادری که به فرزندش میگوید نمیخواهد بروی مسجد، خداوند وعده داده عذاب جهنم و آتش مال این پدر و مادر است. برخی می گویند بچه ما میره مسجد به هوای مسجد تا 12 شب بر نمیگرده؛ خب این رو کاری نداریم، اون کسی که واقعا میخواهد برود یک وقتی برای خدا بگذارد، حق خداست، حق خدا را کوتاهی کردن میشود اسراف.
خب این نگاهی به اسراف بود از دید قرآن کریم.
اما فرق اسراف و تبذیر : چون در آیات قرآن و روایات اغلب ما این دوتا رو با هم می بینیم . مثل عدل و انصاف . برخی میگویند عدل و انصاف یکی است؛ عدل و انصاف دوتا مقوله است . عدل یعنی قرار دادن هرچیزی در جای خودش؛ انصاف یعنی نصف کردن، تقسیم کردن منصفانه.
بحث اسراف و تبذیر هم همین است؛ اسراف یعنی شما کاری انجام میدهی از این کار استفاده هم میکنی ولی از شأنت خارج است؛ مثلا شما میتوانی یک غذای عادی رو بخری 2000 تومان ، میری یه غذایی میخری 10000 تومان، میخوری. این میشود اسراف. اما تبذیر یعنی چه؟ یعنی شما یک کیلو غذا میتوانی بخوری، 4 کیلو غذا را خراب میکنی، یعنی 3 کیلویش را میریزی دور. این تبذیر است. والمبذرینی که قرآن می فرماید در جهنم خالد میشوند کسانی هستند که ریخت و پاش میکنند.
تقطیر یعنی کوتاهی در انفاق، قوام یعنی بین این دو (تقطیر و تبذیر).
کوتاهی در انفاق، یک عده هستند کوتاهی در انفاق میکنند، یک عده هستند تبذیر میکنند ، اسراف میکنند. یک عده هستند آنقدر بخیل اند که برای خودشان هم خرج نمیکنند !
قرآن کریم میفرماید حد بین اینها قوام هست؛ نه اسراف نه اقطار، بین اینها قوام هست. قوام یعنی چه؟ یعنی انسان نه آنقدر بریزد و بپاشد که همه چیز به هم بریزد و باعث شود به گناه کبیره اسراف دچار شود؛ نه اینقدر دستش بسته باشد که حتی انفاق هم نکند.
قرآن میفرماید اینجور آدمها 1- اهل دوزخند؛ اهل یعنی جزء دوزخ، خدا این ها را در دوزخ نگاه می دارد. بعضی از ما جدی نمیدانیم در پرونده هایمان چه خبر است! طرف فکر میکند دیگر عمدة المکاشفین است ! دیگه الان رفت و دیگه ملائکه اونجا صف بستن منتظر ایشون هستن که ورد علی الله؛ وارد شد برا خدا، فکر میکنند اینطوری هستند. بعد پرونده را که باز میکنند می بینند شیطان از آن مسیری که ما نمیدانستیم پرونده را سیاه کرده است ! برادر من، خواهر من ، اسراف گناه کبیره است، گناه کبیره؛ این ها از آن مسیر پرونده را سیاه کرده، تمام جلسه و نماز و مجاهدت و رزمندگی و فلان و فلان؛ همه را به باد داده.
2- برای اسراف کاران اعمالشان زینت داده میشود. اسرافکار در دام شیطان، مکر شیطان می افتد، اعمالش برایش زینت داده میشود. میگه آقا اسراف نیست که ! زیباییه، نعمته،. خدا نعمت رو داده دوست داره خرجش کنم ! این عین روایته که وقتی خدا یه نعمتی داد دوست داره از این نعمت استفاده کنیم، اما نگفته که اینقدر نعمت مال تو ! هرچی دادن که نگفته خرج کن. گفته وقتی نعمت بهت دادم خرج کن. آقا الان بهت اکسیژن دادم که میتونی تنفس کنی، تنفس کن، بهت آرامش دادم استفاده کن، لذت ببر، شکر خدا رو هم بکن.
و بعد موجب انکار آیات الهی میشود، گناه اسراف به اینجا میرسد.
کنترل جهانی و دولتی تبذیر از آن چیزهایی هست که باید رویش کار شود، بحثی داریم تحت عنوان بازسازی دور ریزها؛در مملکت ما دور ریز خیلی زیاد است. سطل های زباله ما پر از منابع مالی است؛ یعنی اگر فقط یک سیستمی داشته باشیم که بتواند از زباله ها مواد را بیرون بیاورند و دوباره بازپروری کنند؛ مردم در جهان از این مسیر پول زیادی بدست می آورند ، در مملکت ما همینجوری میریزند.
در سطل های زباله مان همه چیز هست ! . خیلی دیگر از جاهای جهان جدا سازی میکنند، یک سیستم جهانی و دولتی که باید اجرا شود برا تبذیر.
دوم بحث لوازم نامرغوب است که در ادبیات اقتصادی انگلیس در همان زمانهای خیلی قدیم؛ زمان ناصرالدین شاه این ادبیات را رواج دادند که میگفتند ما آنقدر پول دار نیستیم که برویم جنس ارزان بخریم؛ میگفتند چرا؟ میگفت برای اینکه جنس ارزان یعنی جنس بنجل؛ مرتب خراب میشود ودوباره باید بخری، یک شلوار میخری 2 سال کار میکند قیمتش 5 برابر مثلا یک شلوار بنجل است؛ شلوار بنجل میخری 10 تا باید بخری یعنی 2 برابر خرج میکنی در آخر هم چیزی گیرت نمی آید.!
الان ما در خریدهای خودمان و در کارهای دولتی باید مراقب باشیم، می آیند مزایده می گذارند هر کس ارزانتر گفت، نه هر کس بهتر گفت! بعد 400 کیلومتر را آسفالت میکند ارزان گرفته، بعد از 1 سال دوباره باید این اسفالت را بازسازی کنی. اصلا راه افتاده، باید بازسازی شود . یا همین بحث لوله کشی های ما؛ یک روز لوله کشی میکنند برمیدارند؛ هی باید لوله کشی کنی هی عوض کنی، تمام مسائل ما مشکل دارد. همینجوری دارن میچرخونن برا اینکه به یک سیستم بهینه و ثابت نرسیده اند، دولت هم همینطور. پنجره های ما مشکل دارد، مرتب دارند تبلیغات میکنند – تبلیغات دیرهنگام - معماری ما مشکل دارد، هدر رفتن انرژی در معماری ما بسیار زیاد است، رانندگی ما مشکل دارد، اصلا خیلی از مسائل ما مشکل دارد. و این مشکلات را دولت باید حل کند، یعنی دولت باید یک سیستمی بگذارد که این لوازم نامرغوب؛ این ماشین هایی که نامرغوب است، مثلا ماشین داریم، این ماشین مشکل دارد، دقیقا در ایران ماشین که میاد مدل به مدل بدتر میشه، اصلا مثل اینکه روال شده است! مثلا میگن پیکان پژویی 62 خیلی خوبه، بعد خراب شد، باز میگن آقا پژو میخوای، پژو دوره اول خیلی خوبه ، بعد خراب شد! دقیقا برعکس دنیا، ماهر چه جلوتر میریم خرابتر میشود! من خودم زمانی یک پیکان صفر گرفتم از کرج، از اتوبان کرج که می خواستم به اتوبان تهران_قم بروم، توی اتوبان موتور سوزاند، تو مسیر بعد فهمیدیم چی شد . مثلا بجای اینکه یه روغن مرطوب بریزیم؛ یه روغن ریخته بود دقیقا مثل روغن زیتون بود؛ اینقدر شل و ول ! دیدیم چراغش روشن شد تق تق تق داره صدا میده . ما در مشکل داریم تولیداتمان.
انقدر مردم را ترغیب میکنیم بروند تولیدات داخلی بخرند؛ اما تولیدات ما مشکل دارد، بنابراین دولت باید این مشکلات رو حل کند.
قراردادهای رابطه ای به جای قراردادهای ضابطه ای؛ یعنی طرف قراردادهای دولتی ما خیلی جاها شرکتهایی هستند که آشنا هستند نه شرکتهایی که خوب کار میکنند! این ها منابع سنگین ما را دارند به هدر میدهند؛ بسیاری از منابع عظیم. اصلا میزان اسراف دولتی با میزان اسراف من و شما قابل مقایسه نیست، یه نمونه اش همینکه خدمتتون گفتم به دلیل لوله کشی فاسد و نامرغوب آب کشور 30% آب کشور دارد به هدر میرود؛ همینجوری ول میشه توی خاک، به دلیل کانال نکشیدن درست ما، کانال های غیراستاندارد ما، به جای اینکه این همه از باران رحمت استفاده کنیم داریم میلیارد میلیارد خسارت میدهیم چون نمیتوانیم آب را هدایت کنیم به یک منبعی و هی سیل میاد، مثلا 20 میلیارد خسارت فقط به گندم استان فارس در همین اواخر، 35 میلیارد خسارت به فلان، بابا بالاخره خدا میگه ما موندیم با این جماعت، بالاخره باران بفرستیم یا نفرستیم !! میفرستی سیل میاد، نفرستی قحطی میاد! خب برید خودتون رو درست کنید این چه وضعیه ایرانی جماعت؛ چرا اینطوری کار میکنید شما؟ واقعا همینطوری است ، میگن یه بنده خدایی ایرانی بود خیلی وضعش خراب بود بردنش جهنم، رد میشد دید یک جایی است خیلی وحشتناک، آدم می ایسته و یه سرب مذاب میاد، دهانش باز میشود و سرب مذاب میریزند در دهانش ؛ داغون میشه و میره. گفت اینجا کجاست؟ گفتند جهنم ژاپنی هاست، رد شد دید یک جای دیگر ملت رو پاستوریزه میبرند و صاف نگه میدارند و یک آقایی ایستاده و با نظم یک دکمه رو میزنه و سرب مذاب میریزه تو دهنش و طرف پدرش درمیاد! گفت اینجا کجاست؟ گفتن جهنم اروپایی هاست؛ رفت یه جا دید همه راحتند، گفت اینجا کجاست گفت جهنم ایرانی هاست؛ گفت چرا بیکارند؟ گفت یک روز سرب هست، اونی که میریزه نیست، یه روز سرب نیست، یک روز دستگاه خرابه...!
این ها اسراف است، بعضی از دوستان مثلا کارمند محترم دولت تشریف دارند ، از سر کارش اس ام اس میزند، یه چیز بگو حوصله مون سر رفته! یعنی صبح که میخواهد برود سر کار میگه اعصابمون خرد میشه، هیچ کاری نداریم اونجا! این ها اسراف است، ما نمیتوانیم استفاده کنیم، از این طرف بعضی از منابع را خراب میکنیم؛ خدمت مقدس سربازی و آموزش نظامی برا همه ی برادرها و حتی خواهرها، آموزش نظامی واجب است. "واعدوا لهم ما استطعتم من قوة" بچه شیعه ای که نظامی گری بلد نباشد بیخود دارد میگوید من شیعه هستم و منتظر ظهورم! به هر طریقی شده باید برود یاد بگیره، اما من دیدم در جاده اصفهان؛ فوق لیسانس رو گذاشته اند جلوی ماشین ها را بگیرد ! بزن کنار سرعتت اینقدر بود؛ فوق لیسانس پشت دوربین، مثلا می گفت فوق لیسانس شیمی دارم ، میخواهم بروم خارج از کشور! ما داریم هدر میدهیم، از این طرف مردم بیکارند، از آن طرف یک کارهایی به یک آدمهایی میدهیم که اصلا در شأنش نیست، سربازی باید تقسیم بندی شود، نه اینکه جوان ما عزا بگیرد که دو سال عمرم هدر میرود. بالاترین اسراف هدر دادن نیروی مفید جوانی در سرباز خانه های ماست. باید برایش برنامه داشته باشند، برنامه ندارید، آموزش نظامی اش را بدهیدبگذارید برود سر کارش، جنگ شد شیپور میزنی پا میشن میان، ما اگر برنامه نداریم خب مگر بیکاریم ؟! یرخی می گویند باید بروند عادت کنند به فلان، بابا برخی از این ها دارند میروند صدتا کار نادرست هم یاد میگیرند ! اگر تخصص دارد، در تخصصش باید استفاده شود، این ها منابع دولتی است که دارد اسراف میشود .
میزان فقرای جهان ؛ الان 1/3 میلیارد نفر فقیر درجهان داریم . یعنی کسانی که برای سه وعده غذا در روز مشکل دارند؛ در این آماری که گرفتم به کسانی میگویند فقیر که در سه وعده غذایی شان یک وعده یا دو وعده یا حتی بعضا سه وعده اش را ندارند بخورند! 1/3 میلیارد نفر از مردم جهان کسانی هستند که الان خیلی از ساعات روز گرسنه اند؛ غذا ندارند بخورند، بعد ما تبذیرهای جهانی می بینیم؛ مثلا آمریکا گندمهاش رو میریزه تو دریا که قیمت گندم رو ببره بالا، نمیدونم فلانی میاد شیر نفت رو باز میکنه که قیمت فلان بره بالا و ..اما ملاک و معیار حد اسراف چیست؟ تا اینجا تعریف ها رو کردیم حالا میزان حد اسراف. یکی بحث گناه، یعنی اگر گناه شد دیگر گناه اسراف است؛ گفتیم از مهمترین قسم های اسراف که در 11 آیه قرآن آن را اسراف می دانست ، گناه هست، یعنی زیاده روی در گناه و چقدر رحمت خداوند در این آیات موج میزند که خداوند حتی در بحث نافرمانی خودش و گناه به ما میگوید اسراف نکنید. تا یک مقداریش را خدا همینجوری با رحمت میگذراند. تازه اسراف هم که میکنی آخرش میگوید "لا تقنطوا من رحمة الله" . اسراف هم کردی نا امید نشو .
2- حکم عقلی و معیارهای عقلی؛ که بنده ببینم از نظر عقلی این کاری که میکنم اسراف هست یا نیست، عقلا این بررسی بشود.
3- عرف جامعه. مثلا شما به مجلسی می روید که لازم است در این مجلس لباس فاخری داشته باشید، یک مجلسی میروید لازم نیست این لباس فاخر رو داشته باشید، در مجلسی که لباس فاخر لازم نیست چرا اسراف میکنید ؟؟ عرف به تو این اجازه را نداده است، همینطور در مسافرت،موقعی که سوار اتوبوس می شوی و .... من بعضی وقت ها مثلا تا میخوام سوار ماشین بشم سریع لباس و عمامه رو در میارم .میگن آقا چرا با عبا و عمامه نمی شینی! میگم خب این برای سخنرانیه، برای رانندگی که نیست . با این بنشینم این استهلاک می بره. رانندگی لباس خودش را دارد. خدا باید بپسندد، لباس مهمونی، کفش مهمونی، کیف مهمونی و تشکیلات، این ها در جای خودش مصرف بشود. در بحث آرایش برای خواهرها .. استفاده ی بسیار زیاد اقتصادی که برا غرب و صهیونیستها دارد و اثرات بسیار مخربی که روی پوست میگذارد که بماند؛ فرض می کنیم خواهری بخواهد آرایش کند، آرایش ِ کجا؟ برای کی؟ در خیابان که دیگه نباید آرایش کنی، مردم ببینند که چی بشود؟ بپسندند؟؟؟!! یک شوهر که بیشتر نمیخواهد!!!! مردم بپسندند! این ها اسراف است، غیر از گناه بی حجابی، بی عفتی، گناه کبیره ی اسراف هم بهش وصل میشود. فقط 45 دقیقه که وقتش را میگیرد برای اماده شدن، این وقتش هدر میرود بعد هم هزار تا مشکل دیگه. حالا در این بحث زیاد وارد نمی شویم.
انواعش : تبذیر رو که عرض کردیم. 2- اتلاف مال، تسلط بر مالت داشته باشه یه بحث 10 قسمتی ما کردیم تحت عنوان معیشت عاشورا راجع به تقدیر معیشت، اندازه گیری معاش، جوری که نه اذیت بشوی، نه در دام اسراف بیفتی و نه از این طرف در دام اقتطار بیفتی ؛ یعنی کم بگذاری برای خودت، اندازه گیری داشته باش برای خودت.
در روایت داریم سه گروه خداوند اصلا به دعایشان گوش نمی دهد: گروه اول کسانی که بیش از اندازه خودشان خرج کرده اند و حالا نشسته اند میگویند خدایا روزی برسان ! مثلا 400 هزار تومان حقوقش است، چند تا وام می گیرد که هر کدام 450 هزار تومان قسطش است !! به طرف گفتند حقوقت چقدر است؟ گفت 350 هزارتومان؛ گفتند چی کار میکنی زندگیت رو؟ خرج میشه؟ گفت بله 100 هزار تومان کرایه خونه میدیم، 150 هزارتومان قسط وام هامون هست ، 50 هزار تومان هم آب و برق و گاز؛ گفتند پس خرج خوراک و زن و بچه ..؟؟ گفت اون ها با امداد غیبی! گفتند امداد غیبی چیه؟ گفت هیچی ماه اول تلویزیونمون غیب میشه، ماه دوم قالیمون غیب میشه، ماه سوم ...!! بیخود می کنی اینطوری زندگی می کنی! خداوند میگوید دعای این را مستجاب نمی کنم، دعای مردی که نشسته و میگوید خدایا روزی من را زیاد کن اما خارج از اندازه خودش خرج کرده؛ میخواهی بروی وام بگیری، وامی بگیر که بتوانی بدهی، مطمئن باشی از عهده اش بر می آیی. میگه ما 3 تا 4 تا جوون جمع شدیم زدیم برا 10 میلیارد وام! اصلا تو ده میلیارد را میتوانی بشماری؟!! اصلا بلدی ببینی چند تا صفر دارد؟! چیزی اندازه خودت بگیر. این میشود اسراف؛ اتلاف مال. کسی که تسلط بر اموال ندارد.
3- اتلاف مال همراه با اضرار دیگری، مال را تلف میکند یک نفر دیگر را هم اذیت می می کند. اینجا دو طبقه آپارتمانش خالی است بعد یک بدبختی در شیراز مجبور میشود در اتوبوس زندگی کند! چند تا خونه این ور و آن ور دارد، چند تا زمین این طرف آن طرف دارد.، 4 تا ماشین در پارکینگش دارد، آنوقت در شیراز و شهرهای دیگه مردم پیاده اند، مردم سرپناه ندارند. این میشود اسراف همراه با اضرار؛ داری ضرر میزنی این ها منابع مملکت است. این پول که داری خرج میکنی خودش هم هزینه خورده، یه گوشه انبارش کردی خب در بانک بگذار تا حداقل یک نفر با آن کار کند، بگذار در صندوق قرض الحسنه تا یک نفر با آن کار کند. می گوید گذاشتم برا روز مبادا، روز مبادا خدای مبادا رو هم داره ! حداقل یه جایی بگذارید که این پول در گردش باشد، بشود باهاش کار کرد.
خداوند تبارک و تعالی دستش بسته نیست؛ من و شماییم که به خدا یاد میدیم!!! چند شب پیش داشتم به خدا میگفتم؛ مناجات اقتصادی داشتیم با خدا، مشکلات مالی و این ها بعد گفتم خدایا در روایات داریم که بنده سرش رو بالا میکند میگوید که بده تا بدهم ! بعد خدا میگه نه اینجوری نشد تو بده تا من بدهم؛ اول تو باید بدهی، بعد گفتم ما دادیم هرچی داشتیم حالا نوبت شماست اگه اجازه بفرمایید وگرنه مشکلات قضایی برامون پیش میاد.
اینگونه است؛ شما بده تا خدا برساند. مدل اینطوریه؛ عین روایت است: شما رد کن تا خدا برساند. قبلا روی مثال هایش کار کردیم .
4- انفاق بی مورد: یک نمونه اش همین همین گداهایی که در خیابان هستند، که همه شان از من که پولدارترند !! از تو هم مطمئن باش پولدارترند، صندوق صدقات هست، کیمته امداد هست، خیریه کانون هست به این ها بدهید. به جایی که مطمئن باشید از کانال خودش مصرف میشود، نه همینجوری در خیابان ! خوشحال هم هست که حالا مثلا دارد کمک میکند.